عشق در تعیین رفتار و شخصیت هر انسانی اثر می گذارد، به طوری که می توانیم از نفوذ آن بر تکامل اخلاقی، ذهنی، اجتماعی و بیولوژیکی آن در افراد و جامعه نام ببریم. نقش عشق در تشکیل نهادهای مردمی، اجتماعی و فرهنگی را نباید دست کم گرفت.
همه ما انسان ها می توانیم افرادی دوست داشتنی، شیرین، مهربان و قدرتمند باشیم به شرطی که قبل از هر چیز عاشق خودمان باشیم. باید از خودمان به بهترین نحو مراقبت کنیم. منظور خودپرستی و خودخواهی نیست. انسان عاشق می گوید << همه چیز از صافی وجود من می گذرد، پس هر چه بزرگتر باشم، بیشتر می بخشم. هر چه دانشم بیشتر باشد، بیشتر آن را با دیگران به اشتراک می گذارم. بنابراین می توانم خودم را بهترین، مهربان ترین و مهمترین انسان روی کره زمین بنامم. >>
تمایل عظیمی به شدن در ما موج می زند. فرآیند رشد کردن، دیدن، احساس کردن، لمس کردن و بوییدن. همه این تمایلات در ما وجود دارد. ما نباید آنها را نادیده بگیریم. این تمایلات درون ما فریاد می زنند و باید به تک تک آنها گوش فرا دهیم. ندایی در درون هرکس وجود دارد که باید هر از گاهی با آن صحبت کنیم و پای حرف هایش بشینیم. این ندا همان شخصیت توست. چیزی است که طرز فکر و عقاید تو رو ساخته، از لحظه ای که به دنیا آمدی تا همین لحظه و در همین ساعت ، دقیقه و ثانیه ...