در مکتب سقراط گرایش های گوناگونی به وجود آمد. هدف اصلی و اساسی تعلیم سقراط برای شکل بخشیدن به اندیشه و احساس هر فرد در برخورد با خودشان و محیط اطرافشان بود. انسانیت از همه چیز برای سقراط مهمتر بود. خصیصه ای انسان مدارانه داشت. وی معتقد بود که جهان هستی و طبیعت همه و همه برای انسان ها به وجود آمده و همه چیز تحت اختیار انسان است.
هدف انسان ها نیک بختی و رسیدن به سعادت است. برای رسیدن به این هدف مهم باید روشن فکر و آگاه باشند. طبق جمله معروف سقراط " خودت را بشناس! " عقیده داشت با آگاهی و شناخت فقط می توان طعم رستگاری را چشید.
از تفکرات سقراط سه مکتب نگارا ، لذت گرایان، کلبیان (سگیان) پدید آمد. اصل کلام رواقیان زندگی اخلاق مدارانه و انسان پسندانه بود. انسانیت برای آنها از همه چیز در این جهان مهمتر بود.
رواقیان اعتقاد داشتند خدا طرح این جهان را از قبل کشیده و پیش بینی کرده. همه چیز در این جهان هستی توسط خدا برای انسان ها به وجود آمده و تقدیر و سرنوشت هرکس در دستان اوست.
جهان وطن هستند چون جهان را خانه خود می دانند. یعنی اگر در هر گوشه از این جهان زندگی کنند همان جا خانه، شهر و وطنشان است. و هیچ فرقی بین انسان ها نیست.
اخلاق مداری در اولویت هر رواقی هست. بدین گونه که اخلاق بر هر چیز دیگری مقدم است، زیرا که نیک بختی و سعادت هر انسانی در گرو آن است.
یکی دیگر از باورهای آن ها این است که روح وجسم از یکدیگر هیچوقت جدا نمی شوند. جهان ماده ایست که به روح وابسته هست و این اصل همیشه پایدار است. اگر انسان نباشد و جسمش از بین برود، این جهان هم از بین می رود و دیگر روحی باقی نخواهد ماند.
رواقیان بر اساس نوع افکارشان به سه گروه تقسیم شدند.
گروه دوره اول، دوره دوم و دوره سوم.
اولین گروه با زنون شروع شد. در جزایر قبرس به دنیا آمده. در سال 336 ق.م در دوران بزرگسالی سوار کشتی شکسته ای می شود و به عنوان مهاجر وارد آتن می شود. با خواندن اولین کتاب درباره سقراط و دفاعیاتش که توسط شاگردش افلاطون نوشته شده بود عاشق فلسفه می شود و شروع به فلسفه ورزی می کند. چنان عاشق نیروی اخلاقی و شیفته تفکرات سقراط می شود که به فیلسوفی ماده گرا تبدیل می شود. ترکیب عقاید کلبیان و لذت گرایان بن مایه فکری اوست، به حدی که گروه رواقیان رفته رفته افزایش یافت و فلسفه گسترده تر شد.